سرمایه اجتماعی؛ گمشده یا نقطه قوت جامعه ایران در روزهای پرالتهاب؟

جامعه ایران در چهار ماه گذشته یکی از پرالتهاب‌ترین دوره‌های خود را پشت سر گذاشت؛ دوره‌ای که همزمان با تحولات امنیتی، نگرانی‌های اقتصادی، تغییرات در فضای کسب‌وکار و افزایش نااطمینانی نسبت به آینده همراه بود. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر عامل دیگری توانست بخشی از فشارهای اجتماعی را کاهش دهد، مفهومی بود که شاید کمتر از آن سخن گفته می‌شود؛ «سرمایه اجتماعی».

سرمایه اجتماعی، مجموعه‌ای از اعتماد، همکاری، همبستگی و ارتباطات میان افراد جامعه است. این سرمایه برخلاف منابع مالی یا امکانات فیزیکی، در حساب‌های بانکی یا آمارهای اقتصادی دیده نمی‌شود، اما در زمان بحران، ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد. هرگاه جامعه با شرایط دشوار روبه‌رو می‌شود، مردم بیش از هر چیز به خانواده، دوستان، همسایگان و شبکه‌های محلی خود تکیه می‌کنند. این همان سرمایه‌ای است که می‌تواند فشارهای روانی و اجتماعی را تا حد زیادی کاهش دهد.

در ماه‌های اخیر، نمونه‌های متعددی از این همبستگی اجتماعی مشاهده شد. بسیاری از مردم برای حمایت از خانواده‌های آسیب‌دیده، کمک به کسب‌وکارهای کوچک، همراهی با سالمندان، مشارکت در فعالیت‌های داوطلبانه و حتی انتشار اطلاعات کاربردی در فضای مجازی، بدون انتظار از نهادهای رسمی وارد عمل شدند. این رفتارها نشان داد که جامعه ایران همچنان از ظرفیت بالایی برای مشارکت اجتماعی برخوردار است.

با این حال، نمی‌توان تنها به نقاط قوت پرداخت و از چالش‌ها سخنی نگفت. در کنار همدلی مردم، نگرانی نسبت به آینده اقتصادی، افزایش هزینه‌های زندگی، دشواری تأمین معیشت و کاهش قدرت خرید، بخشی از اعتماد عمومی را تحت تأثیر قرار داده است. هنگامی که خانواده‌ها هر روز با دغدغه‌های اقتصادی روبه‌رو هستند، طبیعی است که امید نسبت به آینده نیز دچار نوسان شود. در چنین شرایطی، سرمایه اجتماعی اگرچه از بین نمی‌رود، اما ممکن است به تدریج دچار فرسایش شود.

اعتماد عمومی یکی از مهم‌ترین ارکان سرمایه اجتماعی است. اعتماد تنها به معنای اعتماد میان مردم نیست، بلکه شامل اعتماد به نهادها، قوانین، رسانه‌ها و فرآیندهای تصمیم‌گیری نیز می‌شود. هر اندازه این اعتماد افزایش یابد، همراهی مردم با سیاست‌های عمومی نیز بیشتر خواهد شد. برعکس، هرگاه فاصله میان مردم و تصمیم‌گیران افزایش پیدا کند، حتی اجرای مناسب‌ترین سیاست‌ها نیز با دشواری همراه خواهد بود.

یکی دیگر از ابعاد مهم سرمایه اجتماعی، مشارکت شهروندان در حل مسائل عمومی است. تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که دولت‌ها به تنهایی قادر به مدیریت همه بحران‌ها نیستند. حضور سازمان‌های مردم‌نهاد، گروه‌های داوطلب، انجمن‌های محلی، خیرین و فعالان اجتماعی می‌تواند سرعت و کیفیت مدیریت بحران را افزایش دهد. جامعه ایران نیز در سال‌های گذشته بارها این ظرفیت را نشان داده است؛ از حوادث طبیعی گرفته تا بحران‌های اقتصادی و اجتماعی.

فضای مجازی نیز در این میان نقش دوگانه‌ای ایفا کرده است. از یک سو، شبکه‌های اجتماعی امکان اطلاع‌رسانی سریع، هماهنگی برای کمک‌های مردمی و شکل‌گیری کمپین‌های حمایتی را فراهم کرده‌اند. از سوی دیگر، انتشار اخبار نادرست، شایعات و اطلاعات تأییدنشده می‌تواند اعتماد عمومی را کاهش دهد و بر اضطراب اجتماعی بیفزاید. بنابراین، مسئولیت رسانه‌های حرفه‌ای در چنین شرایطی بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند. رسانه‌ای که بتواند اخبار دقیق، تحلیل‌های مستند و روایت‌های مسئولانه ارائه دهد، در حقیقت به تقویت سرمایه اجتماعی کمک کرده است.

سرمایه اجتماعی تنها در روزهای بحران اهمیت ندارد؛ بلکه زیربنای توسعه پایدار نیز محسوب می‌شود. جامعه‌ای که شهروندان آن به یکدیگر اعتماد دارند، برای حل مسائل جمعی همکاری می‌کنند و احساس تعلق بیشتری نسبت به آینده کشور دارند، ظرفیت بیشتری برای رشد اقتصادی، توسعه فرهنگی و پیشرفت علمی خواهد داشت. برعکس، کاهش اعتماد و افزایش بی‌تفاوتی اجتماعی می‌تواند هزینه‌های اداره جامعه را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.

امروز بیش از هر زمان دیگری، تقویت سرمایه اجتماعی نیازمند اقداماتی عملی است. افزایش شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها، گفت‌وگوی مستمر با مردم، پاسخگویی مسئولان، حمایت از رسانه‌های حرفه‌ای، تقویت نهادهای مدنی و فراهم کردن زمینه مشارکت واقعی شهروندان، از جمله اقداماتی است که می‌تواند اعتماد عمومی را افزایش دهد. این اعتماد، سرمایه‌ای نیست که یک‌شبه ایجاد شود، اما اگر از آن مراقبت نشود، ممکن است در مدت کوتاهی آسیب ببیند.

تجربه چهار ماه گذشته نشان داد که جامعه ایران هنوز از ظرفیت بالایی برای همدلی و همراهی برخوردار است. مردم در سخت‌ترین شرایط نیز تلاش کردند کنار یکدیگر بمانند و از آسیب‌دیدگان حمایت کنند. این ظرفیت ارزشمند، بزرگ‌ترین پشتوانه کشور در مواجهه با بحران‌های آینده است؛ پشتوانه‌ای که حفظ و تقویت آن، تنها بر عهده مردم نیست، بلکه نیازمند سیاست‌گذاری هوشمندانه، ارتباط مؤثر میان حاکمیت و جامعه و توجه مستمر به مطالبات شهروندان است.

در نهایت، شاید بتوان گفت مهم‌ترین درس ماه‌های اخیر این است که توسعه یک کشور تنها با منابع مالی، زیرساخت‌ها یا شاخص‌های اقتصادی سنجیده نمی‌شود. کیفیت روابط میان مردم، میزان اعتماد متقابل و احساس تعلق به جامعه، سرمایه‌هایی هستند که در روزهای سخت بیش از هر عامل دیگری خود را نشان می‌دهند. اگر این سرمایه حفظ شود، عبور از بحران‌ها نیز آسان‌تر خواهد بود؛ اما اگر این سرمایه تضعیف شود، حتی بهترین برنامه‌های اقتصادی و مدیریتی نیز با دشواری روبه‌رو خواهند شد.

به قلم سردبیر پایگاه خبری ردا: خانم فرزانه کمندی