نامه به نویی که دوست واقعی منی

به قلم سر دبیر پایگاه خبری ردا - سر کار خانم فرزانه کمندی : 

 

خیلی وقته که درگیری زندگی ، روزمرگی ، بیماری ناخونده که این روزها مهمان خانه ماست ، شده بودم . فرصت نوشتن را نداشتم در این مدت که قلم وکاغذ و کنار گذاشتم خیلی اتفاق ها تو رابطه کاری ، خانوادگی ، اجتماعی ام پیش امد . که باعث شناخت آدم ها شد . امروز داشتم مطلبی می خوندم که نوشته بود .

" دارو " و " دوست " هر دو دردها را تسکین می دهند . با این تفاوت که دوست ، نه قیمت دارد . نه نیاز به بیمه حمایتی ، چون خودش حمایت است . نه مقدار دارد ، نه تاریخ انقضاء ، بلکه هرچقدر قدیمی تر باشد ، اثرش عمیق تر و شفا بخش تر است . هر دارو برای دردی موثر است و برای یک درد دیگر مضر اما دوست ، بر هر دردی دواست .

با خود فکر کردم دیدم راست میگه دوست اونم " دوست واقعی "  مانند شراب صد ساله ناب ، ناب ، ناب می ارزد به تمام ثروت و دارای و مال و منال مانند : ملک و املاک ، ماشین ...

با خودم فکردم که آیا از این دوستان درمان درد دارم یا نه ؟ دیدم با افتخار بله  ، به لطف خدا دارم دوستان  واقعی ،کسی که از اون متولد شدم و کسی که از من متولد شده ، 2 دوست ، 2 یار ، 2 همراه که از گوشت ، پوست ، خون ، استخوانش هستم . از گوشت ، پوست ، خون ، استخوان منه  . دوستی یکی پنجاه و اندی سال و دوستی دیگری سی و اندی سال است . چقدر عمیق حالمو می فهمند  . چقدرقشنگ درکم می کنند . با دیدنشون ، صداشون ، نفس هاشون و عطر تنشون تسکین بخش احوالات این روزهای پر تنشم هستند . بدون حرف زدنم دردم را می دانند . و دوای آن را ... ، نه سرزنش ، نه تمسخر ، نه توهین ، در کنار آنها نه اضطراب ، نه استرس فقط و فقط   آرامش و حال خوب است . راز دار هستند  

عشق چه زیباست ، دوستی بهتره ، دوستان خوب بهترین خاطره ها رو برای هم می سازند . من قشنگ ترین خاطره ها را با تو دارم دوست خوبم .

دوستی دارم در جایگاه مادر

دوستی دارم در جایگاه فرزند

این دوستی چه زیباست ، چه زیباست و زیبای دنیام این دوستان واقعی هستند .